مقدمه:
بیان مسأله
دوران حیات نورانی حضرت امام سجاد (علیه السلام) یکی از مهمترین نقطههای عطف در تاریخ اسلام است. این مقطع، به واقع یک پیچ تاریخی بزرگی به شمار میرفت که بلافاصله پس از فاجعه عظیم کربلا آغاز شد. جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) و انحراف از مسیر امامت، دچار زوال تدریجی شده بود و انحطاط اخلاقی عمیق، بستر وقوع مصیبت عاشورا را فراهم ساخت.در چنین شرایطی که اختناق حکومتی و فساد عمومی در اوج بود، روش تبیینی امام سجاد (علیه السلام) برای احیای دین، نیازمند ابزاری هوشمندانه و فراگیر بود. شناخت این دوران حساس و درک ژرفای آثار این امام عزیز، به ویژه کتاب ارجمند صحیفه سجادیه از آثار امام سجاد (علیه السلام) در این دوران، یکی از مهمترین وظایف شیعیان است.
ضرورت بحث
صحیفه سجادیه صرفا مجموعهای از ادعیه فردی نیست، بلکه یک نقشه راه برای تربیت روح و جامعه است. تمامی علما و بزرگان اسلامی، به ویژه شخصیتهای محوری مانند حضرت امام خمینی (رحمه الله) و حضرت امام خامنهای (مدظله العالی)، بر اهمیت این کتاب تأکید ورزیدهاند و به انس با این کتاب مهم توصیه اکید نمودهاند.در عصر حاضر که جامعه بشری و بالاخص تمدن نوپای اسلامی درگیر چالشهای اخلاقی و معنوی پیچیدهای است، این سند الهی تبدیل به نسخهای ضروری برای بازسازی اخلاقی و تقویت بنیانهای فکری ما میگردد. بنابراین، نیاز حیاتی به بررسی دلایل اساسی و تحلیلی چرایی ضرورت انس با صحیفه سجادیه و تدبر در آن را تبیین مینماییم.
هدف از نگارش مقاله
هدف این نوشتار، تحلیل ساختار و محتوای صحیفه سجادیه و اثبات نقش بیبدیل آن در تمدنسازی اسلامی و جامعهسازی اخلاقی است؛ با تکیه بر این فرض که صحیفه، ابزار استراتژیک امام سجاد (علیه السلام) برای درمان انحطاط جامعه پس از عاشورا و فراهم آوردن زمینه ظهور معارف اسلامی در عصر امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) بوده است.۱. جایگاه رفیع صحیفه سجادیه در میراث شیعی
صحیفه سجادیه، به عنوان یکی از نفیسترین آثار مکتوب ائمه اطهار (علیهم السلام)، از همان ابتدا در میان علماء و بزرگان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) به جایگاهی منحصر به فرد دست یافت. عناوینی که برای توصیف این کتاب سترگ به کار رفته، خود گواه عمق محتوای آن است؛ عناوینی چون «اخت القرآن» (خواهر قرآن)، «انجیل اهل بیت (علیهم السلام)» و مشهورترین آنها «زبور آل محمد (صلّی الله علیه و آله)».این کتاب نه تنها یک متن دینی، بلکه یک سند تاریخی مهم محسوب میشود، به گونهای که میتوان صحیفه سجادیه را اولین کتاب از قرن اول و دوم هجری به شمار آورد.
مجموع دعاهایی که امام سجاد (علیه السلام) بیان فرمودند، در اصل ۷۵ دعا بوده است، لکن از این مجموعه کامل، خوشبختانه ۵۴ دعای آن به دست ما رسیده است. با این وجود، تلاشهای عالمانه و مجدّانه محققان شیعی سبب شده است که دیگر دعاهای معتبر امام سجاد (علیه السلام) در قالب مستدرکات جمعآوری شوند.
یکی از مهمترین این مجموعهها، صحیفه ثانیه سجادیه است که توسط فقیه نامدار، شیخ حر عاملی، گردآوری شده است. اعتبار این مستدرکات به حدی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در برخی از بیاناتشان، از این صحیفه نیز استفاده کردهاند.(۱)
بعد از شیخ حرّ عاملی، علمای دیگری نظیر مرحوم افندی، محدث نوری، محسن امین و… با رنج فراوان، دعاهای بیشتری را از امام سجاد (علیه السلام) جمع نموده و نامهایی چون صحیفه ثالثه، رابعه، خامسه و… بر آنها نهادند که همگی مکمل و مؤید اعتبار این میراث گرانبها هستند.
اعتبار سند این کتاب از منظر علوم دینی، غیرقابل خدشه است. بر اساس قواعد فقه الحدیثی، صحیفه سجادیه یکی از معتبرترین کتابهای شیعی است. علامه محمدتقی مجلسی (رحمه الله) نیز در اثبات اصالت آن، بیش از ۶۰۰ طریق عالی نقل حدیث برای آن ذکر نموده است.
همچنین، علمای بزرگ و متخصصین این حوزه به تواتر متن آن اعتراف کردهاند که این خود، پشتوانه محکمی برای وثاقت بیچون و چرای این متن مقدس است.
۲. صحیفه سجادیه؛ راهبرد جامعهسازی اخلاقی و معنوی در مسیر تمدنسازی اسلامی
برای آنکه بتوانیم کارکرد حقیقی صحیفه سجادیه را در طرح کلان تمدنسازی اسلامی بهدرستی درک نماییم، لازم است به تحلیل دقیق فضای فکری، فرهنگی و اجتماعی عصر امام سجاد (علیه السلام) بپردازیم.همان گونه که اشاره شد، دوران زندگانی و امامت امام سجاد (علیه السلام) یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین ادوار تاریخ اسلام است؛ دورانی که جامعه اسلامی نهتنها با بحرانهای سیاسی و حاکمیتی مواجه بود، بلکه در عمق خود دچار نوعی بحران هویت، ایمان و اخلاق شده بود.
جامعه اسلامی در دوران امام حسین (علیه السلام) چنان گرفتار انحطاط اخلاقی و سقوط معنوی شده بود که این انحراف تدریجی، در نهایت به وقوع حادثه فجیع و غمبار عاشورا و شهادت مظلومانه امام حسین (علیه السلام) انجامید. این فاجعه عظیم، محصول یک انحراف کوتاهمدت نبود، بلکه نتیجه سالها دور شدن جامعه از ارزشهای اصیل اسلامی و جایگزینی معیارهای دنیوی به جای معیارهای الهی بود.
پس از آن واقعه، هرچند قیامهایی علیه حکومت اموی شکل گرفت و واکنشهایی در برابر ظلم حاکمیت پدید آمد، اما حقیقت تلخ این بود که علاوه بر فضای شدید اختناق سیاسی، جامعه و بطن مردم نیز همچنان دچار انحطاط و فساد ریشهای بودند و آمادگی لازم برای یک اصلاح بنیادین را نداشتند.
در همین زمینه، امام صادق (علیه السلام) در روایتی مشهور، عمق این فاجعه اجتماعی و دینی را چنین ترسیم مینمایند:
«ارتَدَّ النَّاسُ بَعدَ الحُسَین إِلَّا ثَلَاثَة؛ مردم بعد از امام حسین (علیه السلام) از دین برگشتند؛ مگر سه نفر».(۲)
این جمله، بیانگر اوج عمق فاجعه ارتداد معنوی و تهی شدن جامعه از ایمان حقیقی در آن دوران است؛ ارتدادی که بیش از آنکه به معنای خروج رسمی از اسلام باشد، به معنای فروپاشی باورهای دینی، ضعف تعهد اخلاقی و بیتفاوتی عمومی نسبت به حق و باطل بود.
علاوه بر این، روایتی که از امام سجاد (علیه السلام) نقل شده است، ابعاد دیگری از این وضعیت بحرانی را روشن میسازد و نشاندهنده فساد گسترده اجتماعی و کماثر شدن محبت اهل بیت (علیهم السلام) در میان مردم است:
«مَا بِمَکةَ وَ لَا بِالمَدِینَةِ عِشرُونَ رَجُلًا یُحِبُّنَا؛ در سراسر مکه و مدینه حتی بیست نفر پیدا نیست که دوستدار ما اهل بیت (علیهم السلام) باشد.»(۳)
امام سجاد (علیه السلام)، که خود شاهد مستقیم حماسهآفرینی عاشورا و خطبههای آتشین در دوران اسارت بودند، پس از بازگشت به مدینه، با نگاهی عمیق و آیندهنگر، به تحلیل ریشهای واقعه کربلا پرداختند. ایشان به این جمعبندی رسیدند که علت العلل این مصیبت عظیم، چیزی جز فرسودگی، انحراف و انحطاط درونی جامعه اسلامی نبوده است؛ جامعهای که ارزشهای دینی در آن بهتدریج رنگ باخته و اخلاق جای خود را به دنیاطلبی داده بود.
مقام معظم رهبری در تبیین این دیدگاه بنیادین میفرمایند:
«بخش مهمّی از مشکلات اساسی دنیای اسلام که به فاجعه کربلا انجامید، ناشی از انحطاط و فساد اخلاق مردم بود… اگر مردم پست و دارای رذایل اخلاقی نبودند، حکومتها (هرچند فاسد، ظالم و حتی بی دین) نمیتوانستند چنین فاجعه بزرگی را رقم بزنند… یک ملت، وقتی منشأ همه مفاسد خواهد شد که اخلاق او خراب شود. این را امام سجاد (علیه السلام)، در چهره جامعه اسلامی تفحّص کرد، و کمر بست به اینکه این چهره را از این زشتی پاک کند و اخلاق را نیکو گرداند.»(۴)
بر این اساس، رسالت اصلی حضرت امام سجاد (علیه السلام) در آن مقطع تاریخی، بازسازی بنیادین جامعه اسلامی بود؛ بازسازیای که باید از درون انسانها آغاز میشد و به اصلاح ساختارهای اجتماعی میانجامید. چنانچه رهبر معظم انقلاب در اینباره میفرمایند:
«باید دینِ مردم درست میشد، باید اخلاق مردم درست میشد، باید مردم از این غرقاب فساد بیرون میآمدند، باید دوباره جهتگیری معنوی، که لبُّ لبُاب دین و روح اصلیِ دین همان جهتگیری معنوی است، در جامعه اِحیا میشد… اما اختناق در آن دوران و نامناسب بودنِ وضع، اجازه نمیداد که امام سجاد (علیه السلام) بخواهند با آن مردم بیپرده و صریح و روشن حرف بزنند؛ نه فقط دستگاهها نمیگذاشتند، مردم هم نمیخواستند. اصلاً آن جامعه یک جامعه نالایق و تباه شده و ضایع شدهای بود که باید بازسازی میشد.»(۵)
از این رو، امام سجاد (علیه السلام) برنامه اصلاح جامعه را با روشی نوین، حکیمانه و متناسب با شرایط اختناق آغاز کردند. بهترین ابزار و روشی که میتوانست بدون تحریک مستقیم حاکمیت و در عین حال با نفوذ در لایههای درونی افراد، این هدف بزرگ را محقق سازد، «دعا» بود. ایشان دعا را شالوده این درمان روحی و اخلاقی قرار دادند و از این طریق توانستند فضایی معنوی ایجاد کنند و بذر تربیت دینی و اخلاقی را در جان جامعه اسلامی بکارند.
صحیفه سجادیه، محصول نهایی، ماندگار و تمدنی این تلاش عظیم و هوشمندانه است. امام سجاد (علیه السلام) به واسطه این اثر گرانسنگ، توانستند به هدف عالی خود نزدیک شوند، اخلاق جامعه را به تدریج متحول سازند و مسیر جامعه را به سمت بازگشت به اسلام اصیل هموار کنند. به همین دلیل است که دنباله همان روایت معروف امام صادق (علیه السلام)، امیدبخش و گواه موفقیت این روش تربیتی است:
«ثُمَّ إِنَّ النَّاسَ لَحِقُوا وَ کثُرُوا»(۶)
یعنی مردم بعدها به اسلام بازگشتند و بر شمار آنان افزوده شد؛ امری که آثار روشن آن در شکوفایی علمی و فقهی دوران امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) به وضوح قابل مشاهده است.
حضرت امام خمینی (رحمه الله) این نقشآفرینی غیرمستقیم اما عمیق امام سجاد (علیه السلام) را چنین تبیین میفرمایند:
«حضرت زین العابدین (علیه السلام) کمتر از حضرت صادق (علیه السلام) ترویج دین ننموده است و عصر آن حضرت (علیه السلام) گرچه طوری بوده که ممکن نبود حضرتش کسی را دعوت به دین نماید و حتی از حضرتش یک نفر مسأله سؤال نمیکرد، اما در همان حال که در خانه خود نشسته، نیمهشبها با خدا مناجات میکرده و این مناجات که به دست مردم میرسید، مورد انتفاع قرار میگرفت.»(۷)
امروزه، در پرتو گام دوم انقلاب اسلامی، این نسخه تربیتی امام سجاد (علیه السلام) بیش از هر زمان دیگری برای جامعه اسلامی ما اهمیت یافته است؛ چراکه یکی از اصلیترین سرفصلهای تمدن نوین اسلامی، به تصریح رهبر معظم انقلاب، «اخلاق و معنویت» است. ایشان در بیانیه گام دوم فرمودند:
«امروز در جامعه ما، یکی از تلاشهای اساسی، باید تغییر اخلاق باشد.»(۸)
و تأکید کردند:
«خیلی از مشکلات ما ناشی از دور شدن از فضایل اخلاقی است. هرچه از فضایل اخلاقی فاصله بگیریم، مشکلات و گرههای زندگی پیچیدهتر و بیشتر خواهد شد.»(۹)
در واقع، اگر امروزه از افول تمدن غربی سخن به میان میآید، یکی از نشانههای اصلی آن، افول اخلاق در جوامع غربی است؛ زیرا نبود اخلاق، بهتدریج انسجام اجتماعی را از میان میبرد و جوامع را به سمت سقوط و فروپاشی سوق میدهد.(۱۰)
در بیانیه گام دوم انقلاب، رهبر معظم انقلاب «اخلاق و معنویت» را از ارکان تمدن نوین اسلامی میدانند. امروز نیز، همان گونه که انحطاط اخلاقی جوامع غربی به فروپاشی ارزشها و بحرانهای متعدد انجامیده است، اگر جامعه اسلامی از معنویت و اخلاق فاصله بگیرد، راه سقوط را پیش خواهد گرفت.
صحیفه سجادیه به عنوان یک منبع ناب تربیت اخلاقی و معنوی، میتواند الگوی اصلاح فرد و اجتماع باشد؛ زیرا:
* ایمان فردی را تقویت میکند.
* روح مسئولیتپذیری اجتماعی را میپروراند.
* نگاه توحیدی و الهی را در روابط انسانی جاری میسازد.
* مردم را از اسارت ارزشهای مادی آزاد میکند.
آنچه امام سجاد (علیهالسلام) در قرن اول هجری انجام دادند، نمونهای موفق از اصلاح جامعه در شرایط بحران و اختناق بود. ایشان نشان دادند که تمدنسازی اسلامی بدون اصلاح اخلاق و معنویت، امکانپذیر نیست و صحیفه سجادیه، نسخهای زنده برای این علاج است؛ نسخهای که امروز نیز میتواند چراغ راه گام دوم انقلاب و آینده تمدن اسلامی باشد.
بنابراین، نخستین و مهمترین دلیل توجه جدی و همهجانبه به صحیفه سجادیه ـ اعم از خواندن، تدبر، ترویج و تلاش برای تحقق عملی آموزههای آن ـ این است که صحیفه سجادیه صرفا یک متن عبادی فردی نیست، بلکه اثری عمیقا جامعهساز است؛ متنی که با تقویت اخلاق و معنویت عمومی، یعنی اساسیترین رکن تمدن اسلامی، از انحراف و انحطاط جامعه جلوگیری کرده و آن را در مسیر رشد، تعالی و تمدنسازی اسلامی هدایت میکند.
امروز، نخستین وظیفه ما بازخوانی و ترویج صحیفه سجادیه است؛ نه صرفا به عنوان میراث دعایی، بلکه به عنوان یک برنامه جامع جامعهسازی. مطالعه، تدبر و اجرای آموزههای آن میتواند از بسیاری مفاسد اخلاقی و اجتماعی پیشگیری کند و جامعه را در مسیر تمدن اسلامی نگه دارد.
۳. نقش معرفتافزایی صحیفه سجادیه (بحر موّاج معارف)
دلیل دیگر بر اهمیت بینظیر صحیفه سجادیه، محتوای غنی و کمنظیر آن است؛ به طوری که رهبر معظم انقلاب آن را یک «کتاب معجزنشانی»(۱۱) میدانند و باور دارند که «خلاصه و عصارهای از تفکرات اهل بیت (علیهم السلام) در این کتاب گنجانده شده است.»(۱۲) این کتاب با وجود آنکه در قالب دعا بیان شده است، عملا «بحر موّاج معارف اسلامی است.»(۱۳)صحیفه سجادیه، در حقیقت، مجموعهای عظیم از موضوعات بنیادین دینی را در بر میگیرد و میتوان پاسخ بسیاری از مسائل اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی زندگی را از این کتاب استخراج کرد.
مقام معظم رهبری در تبیین جامعیت این معارف میفرمایند:
«دعاهای صحیفه سجادیه… و تمام این دعاهایی که از ائمه (علیهم السلام) به ما رسیده است، پر است از معارف اسلامی درباره توحید، درباره نبوت، درباره حقوق، درباره وضع جامعه، درباره اخلاق، درباره حکومت و درباره همه مسائلی که انسان احتیاج دارد از اسلام بداند.»(۱۴) از همین رو، یکی از زمینههای اصلی کمال معنوی، غور در این متون است؛ لذا «یکی از زمینههای تدبر، همین دعاها است.»(۱۵)
حتی عمق معارف الهی مندرج در صحیفه سجادیه، آن را همتراز با متون قوی مانند نهج البلاغه قرار میدهد. شاهد این مدعا، مقایسهای است که رهبر معظم انقلاب میان بخشهای توحیدی این دو کتاب انجام دادهاند:
«اگر کسی خطبه امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام)، در توحید را که خطبه اول نهج البلاغه است، جلو خودش بگذارد، یا دعای اول صحیفه سجادیه را که در تحمید است - حمد الهی است - جلو خودش بگذارد، میبیند این دو مثل همند و فرقی با هم ندارند… تمام این دعاهایی که از ائمه (علیهم السلام) به ما رسیده است، پر است از معارف اسلامی درباره توحید، درباره نبوت، درباره حقوق، درباره وضع جامعه، درباره اخلاق، درباره حکومت و درباره همه مسائلی که انسان احتیاج دارد از اسلام بداند.»(۱۶)
از سوی دیگر، پدیدهی ریزشها و انحرافات فکری یکی از آسیبهای جدی هر نهضتی است که به ویژه جوانان مؤمن و انقلابی را تهدید میکند. اصلیترین ریشه این سستیها، عمیق نبودن معارف اسلامی در دل و ذهن انسان است.
انس با صحیفه سجادیه و تدبر در آن از این منظر نیز بسیار ضروری است، چرا که به بیان مقام معظم رهبری «صحیفه سجادیه پر از معارف دینی است. با این کار بنیه دینی و انقلابی خودتان را هم محکم میکنید. جوان ما اگر بنیه دینیاش مستحکم باشد، خیلی از این کسانی که… مشغول تلاشند برای منحرف کردن ذهنها به سمتهای گوناگون، وقتی دیدند جوان ما محکم است، میکشند کنار.»(۱۷)
لذا رهبر معظم انقلاب بارها این حقیقت را به دلسوزان جامعه متذکر شدهاند:
«خواهش میکنم عزیزان من، بخصوص جوانان، با صحیفه سجّادیه اُنس بگیرند؛ زیرا همه چیز در این کتابِ ظاهراً دعا و باطناً همه چیز، وجود دارد.»(۱۸)
ایشان به درستی یادآور میشوند که «اینها فقط دعا نیست؛ درس است.»(۱۹)
۴. تجلی قرآن کریم در صحیفه سجادیه (قرآن صاعد)
یکی از مهمترین دلایلی که ضرورت دارد انسان با صحیفه سجادیه انس بگیرد و مانند قرآن در آن تدبر کند و در تحقق آن بکوشد، این است که صحیفه سجادیه، یک تفسیر عملی و صعودی از قرآن کریم است.صحیفه سجادیه همان گزارههای خبری قرآن را گرفته و آن را در قالب جملات و گزارههای انشایی به ما تعلیم میدهد. کسی که با صحیفه سجادیه مأنوس شود، به وضوح در مییابد که تک تک جملات آن برگرفته از قرآن کریم است. به همین دلیل میتوان گفت صحیفه سجادیه تجلییافته قرآن کریم است.
حضرت امام خمینی (رحمه الله) این حقیقت را با تعبیر دقیق «قرآن صاعد» بیان میدارند:
«صحیفه کامله سجادیه، نمونه کامل قرآن صاعد است… کتاب شریفی است که سبک بیان معارف الهیه اصحاب معرفت را چون سبک قرآن کریم بدون تکلف الفاظ در شیوه دعا و مناجات برای تشنگان معارف الهیه بیان میکند. این کتاب مقدس چون قرآن کریم سفره الهی است که در آن، همه گونه نعمت موجود است و هر کس به مقدار اشتهای معنوی خود از آن استفاده میکند. این کتاب همچون قرآن الهی ادقِّ معارف غیبی که از تجلیات الهی در ملک و ملکوت و جبروت و لاهوت و ما فوق آن حاصل میشود در ذهن من و تو نیاید و دست طلبکاران از حقایق آن کوتاه است، به شیوه خاص خود قطراتی که از دریای بیکران عرفان خود میچشاند و آنان را محو و نابود میکند.»(۲۰)
قرآن صاعد یعنی در مقابل قرآن نازل (کتابی که از حق تعالی نازل شده است)، ادعیه ائمه (علیهم السلام) کتابی است که از قلب انسان مؤمن صعود میکند، چنانچه امام راحل میفرمایند:
«قرآن کتاب نازل است که از آنجا نزول کرده است و ادعیه ائمه کتاب صاعد است؛ همان قرآن است رو به بالا میرود، جواب اوست تقریباً.»(۲۱)
رهبر معظم انقلاب در تبیین رابطه نازل و صاعد فرمودهاند:
«همان حرف زدن با خدا است. یکوقت شما قرآن میخوانید، خدا دارد با شما حرف میزند، یکوقت دعا میکنید، شما دارید با خدا حرف میزنید. وقتی قرآن میخوانید این قرآنِ نازل است یعنی خدای متعال دارد با شما صحبت میکند و حرف میزند، حقایق را برای شما روشن میکند؛ از بالا نازل میشود؛ و وقتی شما دعا میخوانید، شما دارید با خدا حرف میزنید؛ این صدای شما است که صعود پیدا میکند.»(۲۲)
از سوی دیگر، امام سجاد (علیه السلام) با نگارش صحیفه سجادیه، رابطه و انس جامعه با قرآن را احیا کرد. زیرا ماهیت دعا به گونهای جذاب است و امام (علیه السلام) توانست معارف قرآنی را در قالب آن بیان کند. در حقیقت، با قالب دعا و الفاظ جذاب آن، ایشان قرآن را ترویج کرده و جامعه را با آن مأنوس ساخت.
آیت الله جوادی آملی (حفظه الله) در این باره میفرمایند:
«صحیفه سجادیه، هم با تفسیر قرآن، قرآن را به ما نزدیک میکند و در دسترس ما قرار میدهد و هم با دعا ما را به دامن قرآن میکشاند که آنچه را که خدا گفت ما عمل بکنیم. در بسیاری از آیات که اوصاف خداوند را به صورت جمله خبریه برای ما بیان میکند، همانها را به صورت جمله انشاییه در صحیفه بیان میکند.»(۲۳)
صحیفه سجادیه، به ما نشان میدهد که امام سجاد (علیه السلام) چگونه با قرآن مأنوس بودهاند و ذهن و قلب خود را چنان تبدیل به ذهن و قلب قرآنی کردهاند که از زبان ایشان جز تجلیات قرآن صادر نمیشود.
این کتاب، معنای حدیث «ثقلین» را به زیباترین شکل ممکن به نمایش میگذارد و قرین بودن قرآن و عترت را به وضوح نشان میدهد. بنابراین، در عصری که جامعه اسلامی به برکت انقلاب، توجه ویژهای به قرآن و برنامههای قرآنی دارد، ضروری است که به همان اندازه به صحیفه سجادیه توجه شود و بدانیم که فعالیت قرآنی و انس با قرآن بدون انس با صحیفه سجادیه، کامل نیست.
۵. امتیازات محتوایی و سندی صحیفه سجادیه نسبت به روایات
صحیفه سجادیه دارای چندین ویژگی اساسی است که آن را در میان سایر منابع دینی متمایز و برجسته میسازد:الف. نقل به لفظ (سندیت دقیق)
مهمترین ویژگی منحصر به فرد صحیفه سجادیه این است که دعاهای آن عین الفاظ امام معصوم (علیه السلام) است. این امتیازی است که در غالب روایات دیگر ما وجود ندارد، زیرا اکثر روایاتی که از ائمه (علیهم السلام) به ما رسیده، مفهوم و معنا از امام معصوم (علیه السلام) است، اما الفاظ آن از راوی است (نقل به معنا) که خود ائمه نیز برای گسترش روایات این شیوه را اجازه داده بودند.اما صحیفه سجادیه یک متن املایی است؛ یعنی حضرت دعاها را بیان میفرمودند و امام باقر (علیه السلام) و جناب زید بن علی (علیه السلام) آنها را با همان الفاظ امام سجاد (علیه السلام) مینگاشتند.
امام صادق (علیه السلام) نیز در این مجلس حضور داشتند. به همین دلیل به این مجموعه، "صحیفه" میگویند؛ چرا که ترتیب و تقدیم و تأخیر آن توسط خود امام تعیین شده و توسط ایشان جمعآوری گردیده است. از این رو، کتابهای مستدرک هرچند دعاهای امام سجاد (علیه السلام) هستند، اما "صحیفه سجادیه" به معنای اصیل نیستند؛ هرچند اعتبارشان محفوظ است و بهتر است به آنها ادعیه سجادیه بگوییم.
این ویژگی، اعتماد به معارف صحیفه سجادیه را بیشتر میکند، زیرا برخی از ادعیه ائمه (علیهم السلام) نقل به معناست نه نقل به لفظ، اما صحیفه سجادیه عین کلام امام (علیه السلام) است و معارف آن یقینیتر و معتبرتر هستند.
ب. معارف برتر و عرفانی (زبان مناجات)
ویژگی مهم دیگر صحیفه سجادیه این است که عمق معارف آن در دیگر منابع به ندرت یافت میشود. چنانچه مقام معظم رهبری در این باره میفرمایند:«در منابع معرفتی ما چیزهایی وجود دارد که جز در صحیفه سجادیه یا در دعاهای مأثور از ائمه (علیهم السلام) انسان اصلاً نمیتواند اینها را پیدا کند… بعضی از مفاهیم جز با زبان دعا و تضرع و گفتگو و نجوای با پروردگار عالم اصلاً قابل بیان نیست.
... زبان روایت و خطبههای عمومی محدودیتهای خاص خود را دارد، اما در بستر دعا، امام میتوانست عمیقترین حقایق را بیان کند. لذا ما در روایات و حتّی در نهج البلاغه از این گونه معارف کمتر میبینیم؛ اما در صحیفه سجادیه و در دعای کمیل و در مناجات شعبانیه و در دعای عرفه امام حسین و در دعای عرفه حضرت سجاد و در دعای ابوحمزه ثمالی از اینگونه معارف، فراوان میبینیم.»(۲۴)
به طور کلی، حقایق عرفانی و اعتقادی در این متون فوق العاده است. چنانچه مقام معظم رهبری در این باره میفرمایند:
«حقایق و معارفی که در ادعیه رسیده از معصومین (علیهم السلام) وجود دارد، یک دهم آن در همه روایات و خطبِ رسیده از معصومین (علیهم السلام) وجود ندارد؛ جز آن روایات توحیدی و خطب توحیدی. این دعاها خیلی اهمیت دارد.»(۲۵)
ج. نبود انگیزه جعل (وثاقت محتوایی)
انگیزه جعل و ساختن روایت در احادیث نسبتا زیاد است و ما در کتابهای روایی با روایات جعلی (مانند اسراییلیات) برخورد میکنیم. اما انگیزه جعل در ادعیه مأثوره و منتسب به ائمه (علیهم السلام) بسیار پایین است و میتوان گفت ادعیه جعلی که به امام نسبت داده شده باشد، تقریبا وجود ندارد. دلیل این امر آن است که اگر کسی دعایی جعل کند، انگیزهای برای نسبت دادنش به امام معصوم (علیه السلام) ندارد و آن را به خودش منتسب میکند نه به امام معصوم.برخلاف روایات که شناخت معتبر از غیرمعتبر برای همگان واضح نیست و مستلزم یادگیری علوم حدیث است، ادعیه مأثوره از یک اعتبار عمومی برخوردار هستند. این ویژگی سبب میشود که ادعیه مأثوره، به ویژه صحیفه سجادیه، از اعتبار بالایی برخوردار باشند و بتوان آنها را ملاک رفتارهای فردی و اجتماعی قرار داد.
د. ماهیت متفاوت معارف (فهم اختصاصی امام)
ویژگی دیگر صحیفه سجادیه این است که معارف آن در حالت رابطه انسان با خدا (که بهترین حالات انسان است) صادر شده است، آن هم از زبان امام معصوم (علیه السلام) و با همان الفاظ دقیق. لذا معارفی که ائمه (علیهم السلام) در این حالت (حالت خضوع و خشوع و رابطه عرفانی با خدا) بیان فرمودهاند، قطعا تفاوت بسیاری با معارفی دارد که در قالب «روایت» و در گفتگوی با مردم بیان کردهاند.دلیل این تفاوت این است که هرچند ائمه اطهار (علیهم السلام) در همه حالات در محضر الهی هستند، اما ایشان معارف را به اندازه فهم و درک مردم بیان میفرمودند و هر معارفی را به هر کسی منتقل نمیکردند. چه بسا بسیاری از حقایق را مردم و حتی اصحاب خاص درک نکنند یا نتوان بسیاری از سخنان و معارف را بیان کرد؛ اما همانها را میتوان در گفتگوی خصوصی با خدا بیان نمود. صحیفه سجادیه، کانال انتقال این معارف نایاب است.
جمعبندی و نتیجهگیری:
صحیفه سجادیه، فراتر از یک کتاب دعا، در حکم یک سند راهبردی، یک دانشگاه معرفتی و یک برنامه جامع برای مهندسی فرهنگی و اخلاقی جامعه شیعی است. نتایج تحلیل ضرورت انس با این کتاب، در چند محور اساسی خلاصه میشود:۱. نسخه درمان انحطاط اجتماعی
امام سجاد (علیه السلام) پس از تحلیل فاجعه کربلا، ریشه اصلی سقوط را در فساد اخلاقی و معنوی مردم یافتند. ایشان با هوشمندی کامل، به جای تقابل سخت در دوره اختناق اموی، استراتژی «جامعهسازی معنوی» را برگزیدند.صحیفه سجادیه، ابزار اصلی این استراتژی بود که توانست بنیه اخلاقی مردم را تقویت کرده و زمینه را برای بازگشت آنان به مسیر حق در عصر امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) فراهم آورد. لذا نتیجه میگیریم، صحیفه سجادیه یک کتاب تغییر اجتماعی است که در پوشش دعا، به تعلیم و تربیت میپردازد.
۲. مرجع جامع معارف اسلامی (قرآن صاعد)
صحیفه سجادیه یک «بحر موّاج معارف اسلامی» است که دامنه موضوعی آن از توحید و نبوت تا حقوق، اخلاق، و جامعهسازی را در بر میگیرد. این کتاب به دلیل ارتباط مستقیم و دقیق با قرآن کریم (قرآن صاعد)، علاوه بر غنای محتوایی، از عمق عرفانی بینظیری برخوردار است که تنها در زبان مناجات و تضرع قابل بیان است. انس با آن، بنیه دینی و انقلابی نسل جوان را در برابر انحرافات فکری و فرهنگی تقویت میکند.۳. اعتبار سندی بیمانند
امتیازات سندی صحیفه سجادیه، آن را در جایگاهی ممتاز قرار میدهد. «نقل به لفظ» بودن دعاها و حفظ عین کلام امام (علیه السلام)، که توسط ۶۰۰ طریق عالی حدیثی تأیید شده است، سندیت آن را بسیار بالاتر از غالب روایات دیگر قرار میدهد. همچنین، نبود انگیزه جعل در ادعیه، وثاقت محتوایی آن را تضمین میکند و آن را به منبعی قابل اعتماد برای عمل تبدیل میسازد.۴. نقشه راه گام دوم انقلاب
در شرایط کنونی و در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی، که رکن اساسی آن «اخلاق و معنویت» است، صحیفه سجادیه به عنوان منشور اخلاقی اهل بیت (علیهم السلام)، ضروریترین نسخه برای پر کردن خلاء اخلاقی و جلوگیری از انحطاطی است که جامعه را تهدید میکند.توجه به توصیه اکید امام خمینی (رحمه الله) و امام خامنهای (حفظه الله) به انس با صحیفه سجادیه، تأکیدی بر نقش استراتژیک آن در مرحله کنونی تمدنسازی است.
نتیجه نهایی:
صحیفه سجادیه را نمیتوان صرفا مجموعهای از مناجاتها و ادعیه فردی دانست؛ این اثر گرانسنگ، در حقیقت منشوری جامع از معارف توحیدی، اخلاقی، اجتماعی و تمدنی است که در قالب دعا عرضه شده و از این رو، تأثیری عمیق و ماندگار بر جان و اندیشه مخاطب میگذارد. در لایههای درونی این کتاب شریف، آموزههایی نهفته است که همزمان انسان را به خودسازی معنوی، اصلاح روابط اجتماعی و مسئولیتپذیری تاریخی فرا میخواند.از منظر عرفانی، صحیفه سجادیه عالیترین مراتب توحید، عبودیت، رضا، توکل و محبت الهی را در زبانی زنده و تربیتکننده به انسان میآموزد و سالک را از عبادتهای عادتزده به ساحت حضور آگاهانه در پیشگاه خداوند ارتقا میدهد.
از حیث فقهی و اخلاقی، این کتاب، چارچوبی روشن برای تنظیم رفتار فردی و اجتماعی ارایه میکند و فضایل انسانی همچون عدالت، صبر، کرامت، مسئولیتپذیری و رعایت حقوق دیگران را بهعنوان ارکان دینداری معرفی مینماید.
افزون بر این، در بُعد اجتماعی و سیاسی، صحیفه سجادیه نگاهی ژرف به جایگاه انسان مؤمن در جامعه، نسبت او با قدرت، ظلم، حقطلبی و اصلاح اجتماعی دارد و الگویی بدیل از کنشگری دینی را در شرایط خفقان و انحراف ترسیم میکند.
بدینسان، صحیفه سجادیه را باید دانشنامهای الهامبخش برای بازسازی اخلاقی و معنوی جامعه اسلامی دانست؛ کتابی که با پیوند دادن عبادت به آگاهی، دعا به مسئولیت و معنویت به تمدنسازی، راه نیل به تمدن مطلوب الهی را هموار میسازد. بازگشت آگاهانه و مستمر به این میراث عظیم، نه یک انتخاب فردی صرف، بلکه ضرورتی تاریخی برای عبور از بحرانهای معنوی انسان معاصر و احیای هویت اصیل اسلامی است.
سخن پایانی:
صحیفه سجادیه، تجلّی حکمت الهی و مناجات آگاهانه امامی معصوم است که از دلِ مجروح تاریخ سر برآورد؛ نغمهای قدسی که در سکوت پس از عاشورا شکل گرفت و در گوش جان نسلها طنینافکن شد تا انسان را از غفلت، فراموشی حقیقت و زوال معنوی رهایی بخشد.این منبع نورانی، صرفا نجواهای شخصی یک امام مظلوم نیست، بلکه فریادی آرام برای بیدارسازی وجدانهای خفته، احیای پیوند انسان با خداوند متعال و دعوتنامهای ابدی و تمدنساز است که امام سجاد (علیه السلام) با حکمت، برای پالایش جانهای خسته و هموار ساختن راه بازگشت به فطرت الهی صادر فرمودند.
امروز نیز در این دوران پرفتنه، صحیفه سجادیه چراغی راهنماست؛ باشد که با انس و تدبر در این منشور نورانی، اخلاق و معنویت را در جان و جامعه خویش احیا کنیم و با تمسک به این «قرآن صاعد»، مسیر تعالی انسان و تمدنسازی اسلامی را آگاهانه و امیدوارانه بپیماییم.
پینوشتها:
۱. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار روحانیون استان سمنان، ۱۳۸۵/۰۸/۱۷
۲. شیخ مفید، الاختصاص، ص ۶۴
۳. ابن هلال ثقفی، الغارات (چاپ جدید)، ص ۵۷۳
۴. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم، ۱۳۷۲/۰۴/۲۳
۵. حضرت آیت الله خامنهای، انسان ۲۵۰ ساله، ص ۱۹۲
۶. شیخ مفید، الاختصاص، ص ۶۴
۷. تقریرات فلسفه، ج ۳، ص ۳۶۷
۸. بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران، ۱۳۹۷/۱۱/۲۲
۹. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای شورای شهر و شهردار تهران، ۱۳۸۲/۰۹/۱۷
۱۰. برای مطالعه بیشتر بیانات رهبر معظم انقلاب به کلیدواژه موضوعی «بحران غرب» در پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR مراجعه نمایید.
۱۱. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد حضرت علی (علیه السلام)، ۱۳۸۷/۰۴/۲۶
۱۲. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مسلمانان شرکت کننده در چهارمین مجمع جهانی اهل بیت (علیهم السلام)، ۲۸/۵/۱۳۸۶
۱۳. گزیدهای از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار شاعران مذهبیسرا، ۱۳۹۵/۱۲/۰۵
۱۴. بیانات مقام معظم رهبری در خطبههای نمازجمعه، ۱۳۷۱/۱۲/۰۷
۱۵. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۹۰/۰۵/۱۶
۱۶. بیانات مقام معظم رهبری در خطبههای نمازجمعه، ۱۳۷۱/۱۲/۰۷
۱۷. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای شیراز، ۱۳۸۷/۰۲/۱۴
۱۸. بیانات مقام معظم رهبری در خطبههای نمازجمعه، ۱۳۷۳/۱۱/۱۴
۱۹. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد حضرت علی (علیه السلام)، ۱۳۸۷/۰۴/۲۶
۲۰. صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۲۰۹
۲۱. صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۴۰۹
۲۲. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار خانوادههای شهدای هفتم تیر، ۱۳۹۵/۰۴/۰۵
۲۳. آیت الله جوادی آملی، روزنامه کیهان، شماره ۲۰۰۶۴ (سالروز شهادت امام سجاد (علیه السلام)، بهمن ۱۳۸۴)
۲۴. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای هیأت دولت، ۱۳۸۴/۰۷/۱۷
۲۵. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۹۰/۰۵/۱۶
نویسنده: سیدامیرحسین موسوی تبار
منبع: تحریریه راسخون
© استفاده از این مطلب، فقط با ذکر منبع بلامانع است.